Stack
خلاصه خبر: عصر ساعت 5 آخرین روز کاری هفته (جمعه) داشتم تو آزاد راه شرقی ملبورن بسمت حومه حر کت می کردم. هوا بارونی بود و ترافیک ماشینها جریان ممتدی نداشت. نزدیکی خروجی بلکبرن دیدم تمام ماشینهای جلو کیپ تا کیپ ایستادن. منهم ترمز کردم و با فاصله مناسب از ماشین جلویی نگه داشتم. خوشبختانه تو ماشین تنها بودم . از تجربه های قبلی و از حال و هوای اتوبان و شرایط جوی و خلاصه نمی دونم از چند تا پارامتر دیگه می شد حدس زد وضعیت عادی نیست. از آینه داشتم عقب رو نگاه می کردم (بطرز مرموزی هم خیلی ترسیده بودم) یه ماشین مشکی شاسی بلند پشت سرم بود. وقتی دید من دارم سرعت کم میکنم خطشو عوض کرد و چند تا ماشین جلوتر ایستاد. ماشین پشت سر اون نه خطشو عوض کرد ونه سرعتشو کم کرد. کوبید پشت ماشین من. بخار رادیاتورش نشون از شدت تصادف داشت.
مشروح وقایع بعدی:
بصورت کلی داستان زندگی در اینجا با ایران خیلی تفاوت داره که این هم یه مورد از اونهاست. اولن بعد از تصادف بهتره هیشکی از ماشین پیاده نشه تا پلیس برسه. بعدش هم تنها چیز مهم سلامتی آدمهاست.
پلیس رسید و گزارششو نوشت و از تمام راننده ها تست الکل گرفت بعد هم مشخصات راننده ها رو باهم رد و بدل کرد. بعد اجازه داد بریم خونهامون.
فرداش بیمه اومد ماشینو برد. پس فرداش هم زنگ زدن گفتن ماشینت Wrote Off شده برو یه ماشین دیگه بخر. بهمین سادگی.
داستان ماشین خریدن دوباره و کاغذ بازی های اداری از نو. ایندفعه دوباره یه فورد خریدم با یه مقدار پول بیشتر و تجربیات ماشین قبلی رو هم استفاده کردم. داستان بیمه ماشین اینجا خدائیش خیلی فرق داره با اون چیزی که ما تو ایران یاد گرفته بودیم. اینجا دهها شرکت بیمه وجود داره با انواع بیمه های ماشین که انتخاب بهترین برای وضعیت شما کار راحتی نیست.
شاید مطالعه سایتهایی مثل www.productreview.com.au کمک بکنه. اما بالاخره دردسر و زمان خودشو داره.
اینهم یه تجربه دیگه که 20 روزی سرکارمون گذاشت اما خیلی توش مطلب داشت.